نظر علي الطالقاني

490

كاشف الأسرار ( فارسى )

انكار دارد ، و لهذا كفر و شرك از مقام حيوانى ظاهر شود و لذا كافر كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ 20 است . پس بايد اوّل به تقليد و تصديق انبياء ( ع ) گردن نهادن و كم كم به نور ايشان سير كردن ، تا روح ايمان طلوع كند و تقليد تحقيق شود . از اينجا وجوب بعثت انبياء ظاهر شود . امان از اين زمان كه فرنگى را مواجب دهند و او را معلم اطفال مسلم نمايند ، كه چون در مقام خيالند به تعليم او كافر و منكر محض شوند . و از اينجا بفهم معنى قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا 21 ( الآية ) . و اگر به مقام تجرّد رسيده و در باطن مصدّق و در ظاهر منكر است ، چون فرعون ، پس انكار او هم به جهت تلذّذ روح حيوانى و دو روزهء دنيوى است ، پس عذاب او اشدّ است به همان قاعدهء المعرفة بذر المشاهدة كه گذشت ، فافهم . پس دانسته معصيت كردن چون كسى است كه بر اسب سركش لجام گسسته سوار باشد و از حفظ او عاجز است و مىداند كه او را خواهد انداخت و هلاك نمود . پس هر معصيت از ضعف تو است نه قوّت تو . و چون مقام عمل و غايت روح حيوان و تلذذ آن شهوت و غضب است پس جميع معاصى از شرب و ظلم و زنا و سرقت و هكذا منتسب به او است . پس ثابت شد كه كفر و ما يتبعه من المعاصى ، اعاذنا اللّه ، همه از نفس حيوانى است كه تا از وى چشم‌پوشى ، خدا بينى . به عارفى گفتند از خود تا خدا چقدر مسافت است ؟ گفت دو قدم ، اول دنيا ، دوم نفس . عارف ديگر گفت مسافت نزديك را دور كرده ، يك قدم است كه نفس است . پس معنى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ 22 و إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ 23 و انّ الرّاحل اليك قريب المسافة 24 و انّك لا تحتجب عن خلقك الّا ان تحجبهم الآمال دونك 25 و فرّق بينى و بين ذنبى المانع من لزوم طاعتك 26 و نحو آن ظاهر شد . جمعى از مقام معصيت قدرى بركنارند و همّتشان تحصيل لذائذ نفس حيوانى است به مباحات ، و اين هم غايت پست فطرتى است و تنزّل است در نزد عارفان ، و جمعى از اين مقام هم برترند و با خداى خود خلوت بسيار كنند و راز و نياز نمايند و لكن گران جانى كنند و عافيت و سلامتى از خدا خواهند و از بلا گريزان باشند ، اين هم مقام پستى است بلكه به لحاظى عين معصيت است ، چه عين خلاف رضا و تسليم است . پس اوّل كمال آنكه از لذائذ شهوت و غضب بدن بر كنار باشى و حاجت تو آن نباشد . حاجت عارف و شهوت او جز قرب حق نباشد و غضب او و كناره كردن او جز بعد حق نباشد و بجز اين چيزى نخواهد . پس معنى ( حسنات الابرار سيّئات المقرّبين ) ظاهر